X
تبلیغات
ღ عشق رمان ღ

ღ عشق رمان ღ
معرفی رمان های ایرانی
نويسندگان

پدرسالار

 

 

 

نام نویسنده:ناهید سلیمانخانی

نشر:البرز

چاپ دوم 1385

تعداد صفحه:498

ویراستار:صغر اندرودی

 

شخصیت های داستان:

پریا

    محمد

         آقابزرگ

                      مهدی

                               مرتضی

 

 

خلاصه داستان:

داستان از اینجا آغاز میشه که پریا بعد چند ین سال به خانه پدر سالار میره و تمام خاطرات و گذشته رو به یاد میاره  خانه پدر سالار و  دوران بچگی  و به قول نویسنده

انگار داشتم توی تونلی تنگ و تاریک به عقب برمیگشتم .

 

 

 

شرج پشت جلد:سرو صدای ماشین خاکبرداری که بیترس و واهمه داشت پیش میرفت و ملک  آقا بزرگ را پودر می کرد ,  تا چند خیابان آن سو تر می امد.

آجر به آجر بنای قدیمی با خاک یکسان میشد و انگار هویت من بود که داشت فرو می ریخت

 

 

 

 

اثار دیگه این نویسنده:

سراب- کلبه آن سوی باغ-ماه پنهان-عشق ممنوع-دسیسه- سرمه و....

 

مژده:منتظر کتاب بعدی ما که خیلی زیباست باشید

کتاب بعدی ما غزال میباشد

نوشته شده توسط:پوریا

 

 

 

 

[ سه شنبه بیستم مرداد 1388 ] [ 20:10 ] [ پوریا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام به همگی

تنها قصدمون تو این وبلاگ معرفی قشنگ

ترین رمانا از دیدگاه خودمونه

امیدوارم بتونیم کمکتون کنیم


دختری دلش شکست
رفت و هر چه پنجره
رو به نور بود
بست

***
رفت و هر چه داشت
یعنی آن دل شکسته را
توی کیسه زباله ریخت
پشت در گذاشت

***
صبح روز بعد
رفتگر
لای خاکروبه ها
یک دل شکسته دید
ناگهان توی سینه اش پرنده ای تپید
چیزی از کنار چشم های خسته اش
قطره قطره بی صدا چکید

***
رفتگر برای کفتر دلش
آب و دانه برد
رفت و تکه های آن دل شکسته را به خانه برد

***
سال هاست
توی این محله با طلوع آفتاب
پشت هر دری
یک گل شقایق است
چون که مرد رفتگر
سال هاست
عاشق است

***
دوستان عزیز که مایل به تبادل لینک هستند لطفا

مارو با نام ღ عشق رمان ღ لینک بفرمایین و بگین با

چه اسمی شما رو لینک کنیم ؟

با تشکر از حضور گرمتون ....
امکانات وب