|
ღ عشق رمان ღ معرفی رمان های ایرانی
| ||
|
سلام به همه دوستان عزیز عیدتون مبارک وقت تنگه بریم سراغ آپ
شرح پشت جلد: همه می پرسند: چگونه شناختی اش؟ و من می گویم: در سخت ترین شرایط، آن هنگام که به قول قدیمی ترها دنیا از من برگشته بود، او پناهم شدو پناهش دادم. امروز معنای آغازی دوباره را همراه با آن که نه تنها من بلکه تمامی مردم این سرزمین به او و مانند او می بالند، می فهمم. من ارزش لحظه ای را که با تو زندگی در چشم من طلوع کرد را می دانم.
شرح داخل جلد: بار دیگر با نگاهت که عمیق است و زیبا به من نگاه کن! من محتاج طلوعی دوباره از زندگی هستم تا دوباره در اوج یأس بدانم که روی زمین یک نفر هست که میتواند تمام سختی های گذشته را به خاطره ای دور برایم مبدل سازد! پس طلوع کن!
شخصیت های داستان : غزاله هدایت کیان زادمهر
خلاصه داستان : داستان زندگی زن بد اقبالی به نام غزاله است که زندگی زناشوئی موفقی با منصور داشته و یک فرزند کوچک هم داشته. برای مراسم ازدواج خواهرشوهرش به شهرستان میرفته که گرفتار حوادث پیش بینی نشده ای میشه که کاملاً بیگناه به جرم حمل مواد مخدر به زندان میفته و هیچ کس حرفهاشو باور نمیکنه. این زندان رفتن برای او به قیمت حیثیت و آبروش و همینطور از دست دادن همسر و فرزندش و همینطور فوت مادرش میشه و مسیر زندگیش کاملاً تغییر میکنه. کیان سرگرد اداره مواد مخدر بوده که او هم التماسها و حرفهای غزاله را باور نمیکنه و به نفرین غزاله گرفتار میشه. دست تقدیر این دو را با هم گرفتار بازیهای عجیب و تلخی میکنه که همین حوادث و رنجهای مشترکی که در آن دوران متحمل میشوند، باعث نزدیک شدنشون به همدیگر میشه و ...
نظر بنده : واقعا" کتاب قشنگی بود خسته کننده نبود که خیلی قشنگ تمام کتابو توی چند جمله کوچیک گفته بود البته اول داستان خیلی بد شروع می شه و یکم می خوره تو ذوق آدم ولی وقتی که وارد جریان اصلی می شه خیلی کتاب جذابی می شه من به شخصه تا وقتی تمومش نکردم نتونستم بزارمش زمین . به نظرم تا حالا هیچ کتابی داستان زندگی یک زن رو به این شکل بیان نکرده بود
تا آپ بعد [ شنبه نوزدهم تیر 1389 ] [ 10:43 ] [ عسل ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||